امیدوارم كه بتوانیم ادمی باشیم كه توان انتقاد در خودمان بیشتر كنیم نه اینكه انتقاد كننده را خفه كنیم .

سخن اغازین

نوشته شده توسط :حسین فرخنده
سه شنبه 5 مهر 1390-02:45 ب.ظ

به نام خداوند بخشنده و مهربان

 الهم عجل لولیك الفرج

با سلام و درود فراوان به روح پر فتوح امام شهدا امام خمینی (ره) و همچنین شهدا های بزرگ انقلاب اسلامی و سلام و درود بر رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت ایت الله خامنه ای و ریس جمهور خدمتگذار  محمود احمدی نژاد همچنین امیدوارم كه مسولین توان انتقاد از خودشان را بالا برده باشند و بتوان در نظام جمهوری اسلامی ایران انتقاد كرد و صداها  مخالف با  افكار خودشان را خفه نكنند . امین یا رب العالمین



جنگ هوشمند علیه احمدی نژاد و دل‌هایی که دست خداست!

نوشته شده توسط :حسین فرخنده
شنبه 30 اردیبهشت 1391-09:01 ق.ظ

ایران ـ سعید یوسفی پور

دولت احمدی نژاد انصافاً و بدون هرگونه اغراق در شرایط خاص و تحت فشارهای ویژه حركت و حیات خود را ادامه داده و با این حال بی نظیرترین خدمات پس از انقلاب را به ملت و كشور تقدیم كرده است. با این حال تحلیل اقدامات عناصر داخلی و خارجی مخالف دولت مكتبی نشان می‌دهد تمام برنامه‌های آنان به صورت هوشمند و مرحله به مرحله انجام شده و در تلاش بوده تا از همان روزهای ابتدای كار این دولت وجوه مثبت و در واقع نقاط قوت ویژه دستگاه اجرایی را تحت تأثیر و حمله قرار دهد.

این عملیات همه جانبه، هوشمند و دقیق، ظاهراً از جانب یك اتاق فكر واحد و البته با نیروهای عملیاتی متنوع و مختلف متناسب با هر بازه زمانی صورت گرفته و عمدتاً نیز در تلاش بوده در دو محور ایجاد اختلاف میان قوه مجریه و سایر قوا و اركان نظام و ایجاد شبهه و سؤال در میان افكار عمومی نسبت به دولت متمركز باشد، كه به تعبیر معاون سیاسی نهاد ریاست جمهوری می‌توان از آن به «جنگ سیاسی» یاد كرد.

 

هر چند این «جنگ سیاسی»، با «جنگ اقتصادی» تمام عیار، «جنگ ضد امنیتی» بی سابقه و «جنگ روانی و رسانه‌ای» همه جانبه نیز همراه بوده و در واقع مدل كاملی از «جنگ هوشمند» (smart power) را علیه دولت احمدی نژاد در داخل و خارج از كشور به راه انداخته است. اما آنچه در یك سال اخیر و از اردیبهشت 90 علیه دولت به اجرا در آمد در واقع «نقطه مرگ» و «خط آتش نهایی» عملیات هوشمند دشمن بود، به صورتی كه در یك مقطع یك ساله حریف داخلی و خارجی تمام توان خود را متمركز كرد و به ناگاه كمینش را آشكار می‌نماید. نام بردن بخشی از این عملیات قطعاً می‌تواند فضای ایجاد شده را بیشتر و بهتر توصیف نماید:

 

غائله فتنه 88 با تمام ابعاد پیچیده و خطرناكش تازه فرونشسته و دولت آماده می‌شود مسیر سازندگی و خدمت را پیش گرفته و ماشین كار احمدی نژاد در حال دورگیری مجدد است كه ماجرای استعفای وزیر اطلاعات و عملیات رسانه‌ای بعد از آن سد راه می‌گردد. حریف با تمام قوای رسانه‌ای اش تلاش می‌كند، دولت را در اذهان عموم مردم و متدینین عنصری مقابل جایگاه ولایت فقیه نشان دهد تا آنجا كه رهبر معظم انقلاب ناگزیر می‌شوند به صراحت این تلقی خطرناك را رد كرده و تأكید نمایند شرایطی به نام «حاكمیت دوگانه» در كشور وجود ندارد اما این عملیات متوقف نمی‌شود و با تمام قوا به حیات خود ادامه می‌دهد.

 

سپس ماجرای «جریان انحرافی» حاضر در دولت مطرح می‌شود و تمام فشارهای وارده بر همین نقطه متمركز می‌گردد. فضای روانی ایجاد شده و مهندسی اذهان كار را به جایی می‌رساند كه علاوه بر متدینین و نیروهای ارزشی، بزرگانی كه سابقاً جزء حامیان دولت بودند نیز به میدان وارد شده و علیه رئیس جمهور و اطرافیانش موضع گیری می‌كنند. سپس و همزمان با همین شرایط «عملیات اقتصادی» آغاز می‌شود. دولت سرگرم اجرای طرح تحول اقتصادی است و تحریم‌های همه جانبه غرب علیه ایران شرایط را سخت كرده كه به ناگاه «برخی خودی‌ها» بازار سكه و ارز را به هم می‌ریزند، متعاقب آن قیمت بسیاری از اجناس گران می‌شود و مؤثرین در بازار دم از قحطی كه به زودی دامان ملت را خواهد گرفت می‌زنند!

 

فساد بزرگ بانكی نیز همزمان مطرح می‌شود و دولت به عنوان مجموعه‌ای فاسد معرفی می‌گردد كه پاكی و سلامت در آن جایی ندارد. غرب نیز كه از چندی پیش فشارهای خود در سه محور هسته‌ای، حقوق بشر و اتهام عملیات تروریستی به ایران را مجدداً فعال كرده بود، فعالیت در پرونده هسته‌ای را تشدید می‌كند تا به یك عملیات فریب منجر شود كه قرار است شوكی خطرناك به بازار اقتصادی ایران وارد كند.

 

همزمان سوریه به عنوان هم‌پیمان استراتژیك جمهوری اسلامی در منطقه و یكی از محورهای خط مقاومت به شدت تحت فشار قرار می‌گیرد، شیعیان بحرین بی‌رحمانه كشتار می‌شوند تا آستانه تحمل نظام در خصوص این ظلم آشكار پائین بیاید، عربستان پنجه در پنجه ایران می‌اندازد، نفت تحریم می‌شود، بانك مركزی تحریم می‌شود، عملیات ضدامنیتی ادامه پیدا می‌كند و دانشمندان هسته‌ای ترور می‌شوند، مقدمات انتقال منافقین از عراق به آذربایجان فراهم می‌شود و این كشور تبدیل به عنصر فشار جدید علیه ایران می‌گردد و در داخل نیز عده‌ای دائماً می‌گویند كشور در شرایط خاص است. به این می‌گویند عملیات هوشمند بی نظیر!

 

حال همه این‌ها را بگذارید در كنار آنچه این روزها در داخل مجلس شورای اسلامی و در خصوص بودجه سال 91 می‌گذرد. دولت مسیر هدفمندی را آغاز كرده و دقیقاً در حین جراحی بزرگ اقتصادی كشور هست، هرگونه نگه داشتن بدن اقتصاد بیمار در همین شرایط و عدم به اتمام رساندن این جراحی حساس می‌تواند به مرگ بیمار منجر شود. عده‌ای كه البته خود را متخصص می‌دانند و اصرار دارند دلسوز مردم هستند اما تأكید دارند باید جراحی را متوقف كرد تا بیمار زنده بماند! اما صاحب این قلم خیلی صریح و بی‌پرده تأكید دارد اصرار آنها بر توقف جراحی هیچ ارتباطی با حال بیمار ندارد بلكه صرفاً جهت جلوگیری از محبوبیت و موفقیت جراح حاذق است.

 

به این نكته دقت كنید: مستضعفین كشور در شهرستان‌ها به واسطه چهار طرح اساسی دولت یعنی «هدفمندی یارانه‌ها»، «مسكن مهر»، «سفرهای استانی» و «سهام عدالت» با تغییر شرایط اقتصادی بسیار مناسبی روبه‌رو شده‌اند. این قشر تأثیرگذار كه یاران اصلی كشور و به تعبیر امام بزرگوار(ره) ولی نعمتان انقلاب هستند بشدت نگرانند كه پس از احمدی نژاد سرنوشت این چهار طرح اساسی به كجا خواهد انجامید؟

 

حال تصور كنید دولت موفق شود طبق میثاق خود با ملت طرح هدفمندی را با قدرت و تا آخرین مرحله اجرا و به چند دهك پائین جامعه مبالغ بالایی را اختصاص دهد، بیش از 2 میلیون مسكن مهر در حال ساخت در كل كشور را به پایان برساند و به مردم تحویل دهد، دور چهارم سفرهای استانی را انجام دهد و سهام عدالت را به صورت كامل بین اقشار مختلف توزیع كند. آن وقت مستضعفین و قاطبه ملت چه نگاهی به دولت و انتخابات آتی ریاست جمهوری خواهند داشت، قطعاً كسی را انتخاب خواهند كرد كه قرار باشد همین سیاست‌ها و آرمان‌ها را ادامه دهد و این مهم به هیچ وجه مطلوب مدعیان بی درد نیست چرا كه به تعبیر چند باره رئیس جمهور محترم آنها به هیچ وجه با آسایش و آرامش مردم موافق نیستند.

 

اما از همه این عوامل ظاهری كه بگذریم تدبیر الهی واقعیتی متفاوت است. دل‌ها در اختیار خدا است و وعده داده برای مؤمنین محبتی در دل‌ها قرار می‌دهد كه پاك شدنی نیست، آنجا كه فرمود: «اِن اَلذین امنوا و عملوا الصالحات سَیجعَل لَهُم الرَحمن وُدا» (مسلماً كسانی كه ایمان آورده و كارهای شایسته انجام داده‌اند، خداوند رحمان محبتی برای آنان در دل‌ها قرار می‌دهد) مریم- 96

 



ادرس جدید وب سایت ندای درون

نوشته شده توسط :حسین فرخنده
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391-08:11 ق.ظ

دوستان گرامی كه علاقه مند به مقالات سایت ندای درون دارند  میتوانند به ادرس ذیل مراجعه نمایند .

http://sit.nedaiedaroun.com



اقای ملك زاده به مشاوره اقای احمدی نژاد و مشاور اجرایی ایت الله شاهرودی انتخاب شدند

نوشته شده توسط :حسین فرخنده
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391-02:46 ب.ظ

واقعا كه این روزها تمام  رسانه ها و تریبونها افتاده است دست یك مشت قدرت طلب و ... كه اگر كسی بر خلاف میل انها كاری انجام دهد می شود منحرف و ضد ولایت فقیه!!! .

بگذریم سال پیش بود كه وزارت امور خارجه پس از انكه وزیر خود(متكی) را بركنار كرد و اقای صالحی را سكان دار ان شد تا یك سر و سامانی به وزارت خارجه دهد پس مدتی بعد از انتخاب خود اقای ملك زاده را در یكی از سمت های وزارت خارجه انتخاب كردند بعد از این انتخاب، قدرت طلبان و اقتدار گریان و تكفیری ها شروع كردند به سرو صدا و هر جور برچسبی كه می توانستند زدند به این بنده خدا ملك زاده تا جایی پیش رفت كه به خاطر این انتخاب اقای وزیر را در استانه استیضاح قرار دادند ( یادمان باشد كه این كار در مجلس هشتم رخ داد) پس از كش و قوسهای فراراوان اقای ملك زاده از سمت خود استعفا دادند تا این جارو جنجالها و سیاسی بازی های مجلس هشتم تمام شود ولی غافل از انكه تمامی ندارد ، خلاصه بعد از استعفای اقای ملك زاده بلافاصله قوه محترم ق كه در این جور مواقع  فورا دست به كار می شود بلافاصله برای اقای ملاك زاده تشكیل پرونده دادند و ایشان را 70 روز در انفرادی نگه داشتند كه در این مدت خانم اقای ملكزاده بخاطر رفت امد های فراوان دچار سقط جنین می شوند .بعد از مدتی برای اقای ملك زاده قرار منع تعقیب صادر می شود و ازاد می شود ، اما پس مدتی اقای احمدی نژاد ایشان را به عنوان مشاور خود انتخاب میكنند كه بعد از این انتخاب هم بلافاصله باند قدرت و ضر و زور شروع می كنند  به داد و بیدا كه چرا تمام افراد جریان موهوم انفرادی در اطراف ریس جمهور جمع شدند و پست می گیرند .

اما از انجا كه خدا میخواست تا حدودی این جریان اقتدار گرا و تكفیری رو سیاه شوند این اقای ملك زاده می شود مشاور اجرایی ایت شاهرودی ریس قوه قضائیه سابق و ریس شورای حل اختلاف قوای سه گانه كشور .

ایا روحانیت محترم وسیاسیون محترم وقت ان نرسیده كه ایمانهای خود را محكوم و چشمان بصیرت خود را باز كنیم تا وارد بازی سیاست بازان قدرت طلب و ثروت اندوز نیفتیم  و هر كسی را منحرف نبینیم ، ایا وقت ان نرسیده كه بینیم تمام عزل و نصبها سیاسی شده است و در مصادره گروه خاصی به نام اقتدار گرایان و تكفیری ها افتاده است؟ كه هر كسی بر خلاف میل انها حركت كند قلع و قع میكنند.

این تازه یكی از كسانی است كه بدون هیچ و پوچ فقط به خاطر جارو جنجال اقتدار گرایان به زندان انفرادی می افتد و بدون هیچ مدركی ازاد می شود.  

 



دل نوشته ای در وصف كسی كه فریاد عدالت طلبی سر میدهد

نوشته شده توسط :حسین فرخنده
پنجشنبه 31 فروردین 1391-09:42 ق.ظ

 

حاج محمود احمدی نژاد شما را از صمیم قلب دوست دارم به شما عشق می ورزم به شما افتخار می كنم .

چون كه شما خیلی مظلومی ،شمایی که با شعار عدالت خواهی وعمل به اسلام ناب  و ساده زیستی  وخدمتگزاری و... به سر کار خدمت به مردم آمدی تو را دوست دارم که خود را رئیس جمهور نمی دانی بلکه عنوان ، خادم ملت را برازنده خود می بینی وپیروزی در مسئولیت های خود را پیروزی ملت می دانی نه دولت!

شما را دوست دارم كه مظلومانه كار می كنی شب و روز نداری عید و تعطیلی نداری غید دیدن تو می شود رفتن در كنار یتیمان فقرا اما در كمال تعجب  شما را فراماسونر انحرافی ضد ولایت فقیه و... می نامند البته جای تعجبی نیست (جای هیچ گونه مقایسه نیست ) چرا كه مولایت امیر المومنین نیز در زمان خودش بی دین می خواندند یزیدیان چنان تبلیغ كرده بودند كه بهترین فرزندان پاك خداوند را خارجی و بی دین قلمداد می كردند تا جایی كه وقتی اسرا كربلا به دروازه شام رسیدند و شروع به نماز خواندن كردند ملت بی بصیرت شام با خود می گفتند مگر اینها نماز هم میخوانند. اری اینها همه اش نتیجه  فریاد عدالت خواهی و استكبار ستیزی است كه اگر اینطور نشود جای تعجب دارد .

شما كشور را  هسته ای كردی فضایی كردی و... دست نا اهلان را از بیت المال كوتاه كردی .

تو را دوست دارم بخاطر اینكه در هوای شرجی بندر عباس شهر به شهر و روستا می روی  و از احوال انها جویا می شود اما تا پایت به تهران می رسد به جای تشكر و قدردانی تو باید بروی مجلس و جواب سیاسی بازی های قدرت طلبان دهی ! این روزها دیگر می توان گفت كه تمام اعضای بدنت هم از دست تو شكایت دارند چرا كه نه خواب داری نه استراحت ! فقط كار و تلاش اری قدرت طلبان از همین می ترسند كه تو شوی اسطوره برای همین شده كه تا اخرش ایستاده اند كه تو را زمین بزنند كه مبادا كسی دیگر نامی از تو ببرد ! ایا شدنی است ؟ نه ! چرا ؟ چون تو بودی كه بالای پوسترهای كوچك و سیاه سفید خودت جمله قشنگی نوشته بودی (( عزت از آن خداست )) چه جالب اری عزت از ان خداست مگر می شود كسی كه خدا ان را بلند كرده، بزرگ كرده بتواند زمینش بزنند .

درود خداوند بر شمایی كه در عمل ولایت پذیری را سرلوحه خود قرار دادی.بگذار اطرافیانت را فراماسونر سحره شده شیطان و بی دین بنامند ، و تو هم بگو الهم اعجل لولیك الفرج ... كه بزرگترین دعا است .

اری می ترسند كه تو اسطوره شوی چرا كه بر خلاف خیلی از این علماها درد دین داری ، دینی كه این روزها توی ان مثل اب خوردن دروغ  - تهمت افترا می زنند اونم كسانی كه نان همین دین میخورند این روزها كار به جایی رسیده كه در بالای منبر رسول الله شما را مسخره می كنند اطرافیانت را شیطانی میخوانند و حكم اعدام میدهند و پولش هم پرداخت میكنند در چه شبهایی شب نزول قران!

واین روزها هر كسی نامی از تو ببرد و یا چیزی بنویسد او را انحرافی می نامند یا فیلترش میكنند. اما با تمام این صحبتها چه زیبا فرمودی :كه خدمت به مردم بالاترین عبادت و ارزش است .

 و در پایان شعری بسیار زیبا دیدم كه خالی از لطف نیست گرچه شاعرش را نمی دانم كیست و با عرض معذرت از اون شخص :

گفتا که منحرف گشت، از خط راست، محمود

گفتم خیالتان تخت، برنامه ای دقیق است

 

گفتا به روز روشن، امر ولی رها کرد

گفتم بصیرتی نیست! تحیل تان رقیق است

 

گفتا ندای کیهان، تکفیر و لعن او بود

گفتم چه بهتر از این؟ فرجام شان حریق است

 

گفتا علیه یارت، صف بسته اند حریفان

گفتم که باک مان نیست، ایمان مان عمیق است

 

گفتا نهایتش چیست؟ این راه پر مغیلان

گفتم شوم فدایش، یاری که بی رفیق است

 

گفتا که عاقبت را بر او چگونه بینی

گفتم که در نگاهم از ابتدا شهید است

  



اندیشه ها و نقطه نظرات مهندس مظلوم مشایی

نوشته شده توسط :حسین فرخنده
پنجشنبه 24 فروردین 1391-11:11 ق.ظ

در لینك زیر نقطه نظرات مهندس مظلوم مشایی اورده شده است كه خیلی  از روحانیون و  سیاست مداران بدون انكه مطالعه كنند ان را مرتد و شیطانی  و ساحره می بینند .
http://www.mashaei-fans.blogfa.com/



محدوده ممنونه

نوشته شده توسط :حسین فرخنده
جمعه 18 فروردین 1391-03:08 ب.ظ

انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 با مبارزات گسترده و به رهبری حكیمانه بزرگ معمار عصر حاضر حضرت امام خمینی (ره)  با تقدیم كردن خون هزاران شهید به پیروزی رسید . انقلابی كه معمار ان ، ان را بنا به ساده زیستی كمك به محرومان و مستضعفان زدودن فقر و فحشا از كشور اسلامی و... بنا نهاده بود. چند سالی از این انقلاب گذشته بود و در این مدت فراز و نشیبهای بسیار سنگینی در پیش رو داشت (از جنگ و ترور بمب گزاری و... ) تمام این وقایع به خیری و خوشی تمام شد ولی در این راه نیروهای بزرگی را از دست دادیم كه خود خون این عزیزان نهال نوپای انقلاب را پر وار تر نمود و قوی تر كرد .

 گذشت و رسیدیم به دوران سازندگی ، دورانی كه دولت وقت با این شعار پا به عرصه قوه اجرایی كشور گذاشت و در طول این دوران انچنان سازندگی كه باید صورت می گرفت نگرفت تا جایی كه تورم به عدد بی سابقه  42 در صد رسید و بیكاری به بالاترین حد خود رسید و شركت در انتخابات به پایین ترین سطح خود رسید تو این مدت زمان به جای انكه به فكر فقرا و مستضعفان باشند برجهای و شركتها و خصوصی و... راه اندازی شد و شكمها پر شد از لقمه های جور واجور .

دولت اصلاحات امد و به جای اینكه شعار های انقلاب را در عمل به مردم جامعه عمل بپوشاند اون نیمه شعاری هم كه بود از بین رفت و تمام كارها شد سیاسی بازی و باند بازی و دست اخر هم اون مجلس ششم با اون استعفای دسته جمعی و...

سال 84 شروع شد و انتخابات نهم ریاست جمهوری

كاندیدهای جور واجور ، در بین این كاندیدا یك نفر بود كه شعارهایش كمی فرق می كرد از بقیه و گویی شعارها به شعارهای  اوایل انقلاب نزدیك بود و گویا قصد داشت قطار انقلاب كه از ریل خارج شده بود دوباره باز گرداند . اما تو این مدت تبلیغات، بیشتر این اصولگریان به دكتر احمدی نژاد گوش زد كردند كه ابروی خودت را نبر و انصراف بده تو رای نمی اوری ولی از انجا كه خدا با او بود با شعارهای همان گفتمان انقلاب اسلامی به ریاست جمهوری انتخاب شد و اینجا بود كه وارد محدوده ممنوعه شد . پیامها شروع شد كه ما تو را به زمین می زنیم و تو را نابود می كنیم دست به دست هم دادند این اصولگریان كه دولت را زمین بزنند اینجا بود كه دكتر احمدی نژاد مجبور شد، تعدادی از همین به اصطلاح اصولگریان را به دولت خود بیاورد تا مبادا كاری كه نباید كنند انجام دهند . تو این 4 سال دولت نهم با تمام تلاشهای شبانه روزی كه انجام می شد ایران توانست به بیشتر قله هایی كه روزی یك از انها برای هر دولتی پیروزی بزرگ محسوب می شد همه انها فتح شود ما فضایی شدیم هسته ای -  جلوگیری از هدر رفتن بی محابای بنزین با طرح كارت سوخت و...

خوب تو این دولت كه تمام اون سلسله كیهانیون وتكفیری ها و كسانی كه نتوانسته بودند كاری كنند تا یك غیر خود وارد اون زنجیره قدرت و ثروت نشود، حالت تهاجمی تری به خود گرفتند و باید كاری میكردند تا این دولت  دهم را به هر طریق ممكن زمین بزنند .خوب تو دولت نهم كه كار و تلاش های شبانه روزی و رفتن ریس جمهور به دور افتاده ترین مناطق محروم كشور  اتفاق افتاد ریس جمهور از محبوبت خاصی برخوردار شده بود و این طیف كاری نمی توانستند انجام دهند . و رسیدیم به دولت دهم كه  مقام معظم رهبری پس از پیروزی ریس جمهور در انتخابات چنین فرمودند :

((رأی قاطع و بی‏سابقه مردم به رئیس‏جمهور منتخب و محترم، رأی به ویژگی‏هایی است که کارنامه چهارساله دولت نهم بدانها زینت یافته است و سمت و سوی گرایشهای اکثریتِ بی‏چون و چرای ملت را آشکار می‌سازد. این، رأی به گفتمان پر برکت و عزتمدار انقلاب اسلامی است؛ رأی به استکبارستیزی و ایستادگی شجاعانه در برابر سلطه‌‏طلبان بین‏المللی است؛ رأی به مبارزه با فقر و فساد و تبعیض و مبارزه با اشرافیگری است؛ رأی به ساده ‏زیستی و نزدیکی با مردم و غمگساری از ضعیفان و مستضعفان است؛ رأی به کار و تلاشِ بی‏وقفه و خستگی‏ناپذیر است.))»

اینجا باید یك یاد اوری كنم كه متاسفانه تو كشور ما هم مثل دیگر كشورها  مطبوعات و سایتهای مجازی و تقریبا رسانه ها در دست یك عده قدرت طلب هست كه برای رسیدن به اهداف خودشان حتی حاضرند از رهبری هم جلوتر حركت كنند !!! خوب اگر به ادامه این بحث بپیوندید به این مقوله می رسید .

بالاخره دولت دهم شروع به كار كرد . خوب اقای احمدی نژاد چه در دولت نهم چه در اغازین دولت دهم بدون اجازه سرکردگان برخی باندها، بساط برخی آقازاده ها و منسوبان به خاندان قدرت و ثروت را بهم ریخت. ویا به تعبیر دیگری دست در لانه زنبور کردن و ریسک بزرگی انجام دادند و این موضوع برای احمدی نژاد تبعات سنگینی به همراه داشت و انصافا رئیس جمهور در این زمینه نسبتا مقاومت و پایداری مطلوبی نمود و از وحدت با زیاده خواهان و قدرت طلبان اجتناب نمود.همانطوری كه ریس جمهور بدون كمك با این طیف به اینجا رسیده بود.

خوب ما به باند قدرت اشاره كردیم شاید تعدادی بگویند چرا قدرت ؟

تو این دولت افرادی بودند نظیر  اقای صفار هرندی محصولی لنكرانی  متكی وسقای بی ریا از مشاورین ریس جمهور در امور روحانیون و...

این اقایان تا زمانی كه در مسند قدرت بودند كه همه چیز گل و بلبل بود ولی وقتی كه از قطار پیاده می شوند همه چیز را انحرافی برندازی می بینند كه شما بیشتر سخنان این اقایان بعد از بركناری به خوبی می داند و من فقط در مورد سقای بی ریا توضبحاتی كمی می دهم تا پی به این باند قدرت ببرید و در پایان خواهم گفت كه این باند قدرت به كجا ها وصل است ، اما این سقای بی ریا از شاگردان ایت الله مصباح می باشد و حدود شش سال مشاور ریس جمهور در امور روحانیت بوده است خوب تا زمانی كه مشاور بوده كه هیچ چیز دست گیرش نشده است و همه چیز بر وقف مراد بوده است ولی چه اتفاقی می افتد كه تا بركنار می شود می فرماید كه(( این ها از همان 6 سال پیش قصد براندازی داشته اند!!)) چه باید گفت؟! چطور ممكن است كه شما در طول این شش سال می دانستید كه این ها قصد براندازی داشتند و شما لب به سخن نمی گفتید !!! ایا این تشنه قدرت بودند نیست ؟

 

خوب به خاطر اینكه مطلب زیاد شد در بخش بعدی به جریان موهوم انحرافی و یازده روز خانه نشینی و دست كاری در ثبات ارز و سكه خواهم نوشت .البته از نگاه دیگری كه كمتر در دنیای مجازی نوشته شده است .



سال 1391 سال تولید ملی، حمایت از كار و سرمایه ایرانی برشما مبارك

نوشته شده توسط :حسین فرخنده
سه شنبه 1 فروردین 1391-09:19 ق.ظ

اللهم اعجل لولیك الفرج ...

یا مقلب القلوب الابصار ...

سال 1391 سال تولید ملی، حمایت از كار و سرمایه ایرانی برشما مبارك

سال جدید را به رهبر معظم انقلاب و ریس جمهور محترم دكتر احمدی نژاد و وزرای دولت محترم و خانواده های های شهدا جانبازان عزیز و محترم تبریك و تهنیت عرض می نمایم امیدوارم سالی پر از موفقیت و كامیابی و سلامتی داشته باشیم

انشالله



چهارشنبه فراموش نشدنی !

نوشته شده توسط :حسین فرخنده
شنبه 27 اسفند 1390-11:18 ق.ظ

رضاحسینی ) سخنگوی طرحان سوال از ریس جمهور( اضافه کرد: احمدی‌نژاد چند سال است که با مجلس این کشور شوخی می‌کند و اظهارات امروز وی نیز خوب نبود.

خوب مجلس در طول این چند سال  كارهایی انجام داد كارستان  توی این مجلس رای به وقف مجلس دادند چقدر رهبری در مورد طرح نظارت بر مجلس تذكر دادند سیلی به صورت كاركنان زدند و ... خوب نمایندگان محترم می خواهند كه كسی اینها را یاد نداشته باشد و همه چیز را فراموش كنند مگر می شود انجاست كه ملت رای به عدم كفایت این چنین مجلس دادند و در مورد طرح سوال از ریس جمهور تنها كسی كه خوب متوجه شد چه اتفاقی افتاده است همین لاریجانی بود كه با تامل خاصی داشت گوش می داد و متوجه شده بود كه چرا این چنین اتفاقی افتاده است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 اینجاست كه باید ریس جمهور از جانب ملت به این نمایندگان با طعنه و كنایه سخن بگویید . مجلسی كه منطق ندارد بیشتر نمایندگان در طول این مدت به جای هموار كردن راه  برای كمك به دولت و ملت بر طبل جریان واهی انجرافی پرداختند و با  دروغ های شاخ دار هزینه های میلیاردی جریان موهوم انحرافی در انتخابات و از این دست دروغها وقت مجلس و ملت را گرفتند خوب ملت كه در روز 12 اسفند جواب این سیاسی كارها را داد و ریس جمهور هم كه با طعنه و مسخره جواب انها  را داد .

در جایی اقای قنبری فرموده اند : كه در مجموع ایشان به جای پاسخ به سوالات نمایندگان شأن مجلس شورای اسلامی را به باد استهزاء گرفت و به تمام نمایندگان مردم توهین کرد. جوابی كه به این اقا است این كه مگر شما  به منتخب ملت در طول این چند وقت توهین نكردید همه جور برچسب و افتراء به ریس جمهور دومین شخص مملكت زدید خوب ریس جمهور هم همه انها را یك جا به شما  جواب دادند . در پایان جا دارد به آقای قنبری متذکر شویم از آنجا که برخی نمایندگان مجلس هشتم با شنیدن پاسخ های منطقی رئیس جمهور و دیگران قانع نمی شوند و برخلاف میل مردم و مقام معظم رهبری در مسیر دولت برای خدمت به کشور و مردم، سنگ اندازی می کنند؛ از همین رو مردم سراسر کشور در انتخابات مجلس نهم به این صنف نمایندگان پاسخ منفی دادند تا عموما نمایندگانی با شعار پیگری مطالبات مردم بر سر کار آیند که این خود نشان از عدم رضایت مردم از عموم نمایندگان مجلس هشتم دارد.و در پایان هم به نظر ملت و ریس جمهور به اكثریت نمایندگان این است كه خاموش شوید و خفه شوید. .

 بی شک عده ای از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در قبال حرمت شکنان روز عاشورای 88 و توهین کنندگان به مقدسات اسلامی مواضع مشکوکی داشتند. برخی نه تنها از اغتشاشگران و حرمت شکنان انتقاد نکرده بلکه به سبک اغتشاشگران در مجلس ادبیات چاله میدانی را باب کردند و به نماینده مردم فحاشی نمودند. حال این صنف آدمها وقتی امروز با شوخی های گزنده و معنادار احمدی نژاد روبرو شده اند با چرخش 180 درجه دم از اخلاق و شان و جایگاه مجلس می زنند و رئیس جمهور را به بداخلاقی و عدم رعایت شان مجلس متهم می کنند که صدالبته دیگر حنای این جریان برای مردم رنگ و بوئی ندارد. مردم از آنها خواهند پرسید که آیا شان مجلس بالاتر است یا نظام و ولایت؟! چگونه کسانیکه در قبال پاره کردن عکس امام(ره) توسط فتنه گران سکوت کرده اند: امروز دم از اسلام و نظام و ولایت می زنند؟!  چقدر رهبری معظم فریاد زدند كه به فرعیات این قدر شاخ و برگ ندهید .

اما احمدی نژاد در نقش یك آتشنشان خوب، با موقعیت سنجی مناسب، نقطه كانونی آتش را با مهارت شناسایی و عملیات اطفای حریق را با ساده‌ترین ابزار انجام داد. پاسخ‌های دقیق و برهان‌های قاطع كه با لحن مزاح گونه همراه شده بود عملاً جو ملتهب و چالشی مد نظر عوامل پشت صحنه را خاموش و مجلس را با شوخی و مزاح گلباران كرد.

اگرچه تهدید به استیضاح، شكایت به قوه قضائیه و بیانیه در وصف «آتشی كه دودش به چشم ملت خواهد رفت»، جزو واكنش‌های طبیعی برخی محسوب می‌شود اما طنازی پر مطلب و معنادار احمدی نژاد به خوبی اثبات كرد او نه با شاسی روی كار آمده و نه با شاسی از میدان نبرد خارج می‌شود. احمدی نژاد نشان داد سطح بحث و تنظیم لحن شوخی را بنا به شرایط، به خوبی می‌شناسد و اگر فردا روزی قرار باشد در یك میدان واقعی وارد شود قطعاً نوع عتاب خود را متناسب با شرایط تنظیم خواهد كرد.

( زمان نیوز )



بدون شرح !

نوشته شده توسط :حسین فرخنده
سه شنبه 23 اسفند 1390-10:16 ق.ظ



پایان جریان اصولگرایی !

نوشته شده توسط :حسین فرخنده
سه شنبه 23 اسفند 1390-10:09 ق.ظ

می گویند در زمانهای قدیم یك درویشی یك كوله پشتی بر دوش خود داشت و از وسط روستا رد می شد تا به مقصد خود كه فرسنگها خارج از روستا بود برسد . این درویش همانطور كه از كوچه های ان روستا رد می شد یه چیزی هم با خودش زمزمه می كرد و ان را مرتبط تكرار میكرد و ان این بود كه هر كسی چاهی كند بهر كسی اول خودش دوم كسی و از كوچه ها رد می شد تا اینكه به نیمه روستا رسید یك خانمی كه منزلش در نزدیكی ان كوچه بود در حال پخت نان بود كه شنید یك نفر این
زمزمه را می كند با خود گفت بگذار من یك امتحانی كنم در رابطه با مطلب این درویش ؛ این خانم یه كمی سم در داخل یك نانی ریخت و دوتای نان سالم به اون درویش داد ، درویش هم تشكری كرد و به راه خود ادامه داد تا اینكه كم كم چند فرسنگی از روستا دور نشده بود كه دید یك نفر از راه دور می اید تا رسید به درویش گفت ببخشید درویش نانی غذایی نداری ما میل كنین ! درویش گفت چرا اتفاقا در روستا كه رد می شدم یك خانمی چند نان گرم به من تعارف كرد و من هم گرفتم و یكی
از این نان ها مال شما !درویش یكی از نان ها را به ان عابر پیاده داد و به راه خود ادامه داد ! از قضا ان نانی كه سم در ان ریخته بود به دست ان عابر پیاده افتاد و خورد و مسموم شد و اون عابر پیاده كسی نبود جز فرزند ان خانمی كه نان به اون درویش داده بود این شد حكایت كسی كه هر كسی چاهی كند بهر كسی اول خودش دوم كسی !!!

بگذریم چند ماهی بود كه این اقای مطهری و دارو دسته خودش در مجلس دنبال طرح سوال از ریس جمهور بودند به همه دری زدند تا اینكه در مجلس اعلام وصول نشد و اقای مطهری هم به فكر استعفا افتاد كه این هم رای نیاورد و گذشت تا بالاخره كاری كه مدتهای بود دنبالش بودند به یه جایی رساندند ان هم اینقدر كش و قوسش دادند تا اینكه سوال ها را بندازند برای بعد از انتخابات و در این مدت روی  طرح سوال از ریس جمهور مانور دهند تا برای خود رای بیشتری كسب كنند اما غافل از چرخ گردون كه بعضی مواقع ان چنان كه پیش بینی می كنی نمی چرخد . قبل از انتخابات انچنان مطهری در درباره جبهه خود كه همان صدای ملت بود رجز خانی میكرد كه همه ما دیدیم اما انتخابات شروع شد و ملت قهرمان ایران اولا در تهران یه نه بزرگ به این تكفیری ها گفتند و در كل كشور هم رای به عدم كفایت اكثریت مجلس هشتم دادند .

خوب سوال از ریس جمهور افتاد برای بعد از انتخابات ، انتخاباتی كه اكثریت این تكفیری ها یا رای نیاوردند یا به دور دوم رفتند اینجاست كه اون حكایت بالا در این مورد صدق كرد . خوب حالا روز چهارشنبه باید ریس جمهور محترم به مجلس برود و به این سوالات پاسخ دهد ، به سوالاتی كه اگر پاسخی داده شود تا حدودی می توان گفت كه فاتحه جریان به اصطلاح اصولگرایی خوانده شده است و دیگر این جریان به پایان راه خود خواهد رسید چرا كه این جریان در طول این مدت غیر از انجام دادن كار سیاسی و باند بازی كاری دیگری نتوانست انجام دهد همان راهی كه همكارانشان در جریان اصلاحطابان رفتند . اما اینجاست كه این گروه از باند تكفیری ها در باتلاقی گیر افتاده اند كه خودشان برای خودشان درست كرده اند ، اینها  تمام برنامه رزی كرده بودند كه دكتر احمدی نژاد را به زیر اندازند ولی غافل از انكه خودشان به زیر افتادند .

 اما چرا افرادی نظیر اقایان توكلی نادران زاكانی و... این روزها دوست ندارند این انتفاق بیفتند ؟ چون انتخابات مجلس نهم خود گواه بر این بود كه این طیف از اقایان انچنان پایگاهی كه فكر می كردند در بین ملت ندارند و مردم از این جور كاری های سیاسی خیلی روی خوش نشان نمی دهند و متوجه شده اند كه اگر این انتفاق بیفتند همین ابروی كمی هم كه دارند از بین می رود و این می شود پایان جریان اصولگرایی !

و این بازی كه مدتهاست راه اندازی كرده اند بازی باخت باخت است اگر ریس جمهور جواب دهد كه باخت سنگیرن تری است ! و اگر جواب هم ندهد كه این اقایان حرفی برای گفتن ندارند و بازم باخت است و یك سیوال باقی می ماند كه ملت میگوید این چه كار سیاسی بازی بود كه مدتها وقت مجلس را گرفت و اخرش هم به مصلحت نبود ! ایا بهتر نبود به جای پرداختن به این جور كارهای سیاسی از جانب این تكفیریها به كمك دولت مشكلات را زودتر رفع میكردند یا در رفع مشكلات با دولت همكاری میكردند اینجاست كه در اردیبهشت ماه یك بار دیگر به این افراد كارت قرمز می دهند و رای به عدم كفایت این اقایان داده می شود تا عبرتی شود برای سیاسیون قدرت طلب !

 



درد و دلی با مظلوم ترین خدمتگزار

نوشته شده توسط :حسین فرخنده
جمعه 12 اسفند 1390-02:03 ب.ظ

 

روزگار پیش تر دولتی بود به نام سازندگی توی این سازندگی تورم شد 42 درصد مسولینش شاید در روز چند ساعتی كار بیش تر نمی كردند و اونوقت هم پس از كمی كار تلاش هوس انتالیا و جزایر قناری میكردند برای هوا خوری و در كردن خستگی فرزندان این سازندگی خانمها را بر زین دوچرخه ها سوار می كردند اما تو دولت شما اقای دكتر در 24 ساعت شاید سه الی چهار ساعت استراحت داشتید و به جای جزایر قناری برای رفع خستگی به دور افتاده ترین روستا ها می رفتی جایی كه حتی بخشدار خودشان را تا كنون ندیده بودند شما تمام هدایای خودتان و دارو ندارتان را برای كودكان بهزیستی می بخشیدی اما انها كاخ درست می كردند و برجهای چندین طبقه در خوش اب هواترین نقاط دنیا تو برای خدمت  به مردم سر از پا نمی شناختی دكتر ! تو فریاد هل من ینصرنی رهبری كه  آسمان طنین انداز می شد در مبارزه بی امان با فقر و فساد و تبعیض لبیك گفتی .تو در طول شش سال كشور را هسته ای فضایی نانو و سرو سامان دادن به یارانه ها كه هر كدام از این كارها ارزوی دست نیافتنی بود برای دولتهای قبلی ولی تو یكجا همه انها را انجام دادی در اون زمانها كسی جرات نداشت  حتی به كوچك ترین مسول كشور توهین كند در هر صورتی ، اما در دولت تو به دومین شخص مملكت توهین كردند ان هم چه كسانی نمایندگان مجلس همین كشور !!! نزدیكان تور زندانی كردند اونم نه یك روز بلكه 50 روز در زندان انفرادی  اخرش هم ازاد می شود به چه علتی خدا می داند !!! كسانی كه از صدقه سر  جنابعالی به جایی رسیدند وقتی كه از قطار خدمتگزاری پیاده شدند بنا به هر دلیلی شدند جزء افرادی كه به خدمتگزاران مملكت می تاختند . شما  هر سخنی را با دعای الهم عجل لولیك الفرج  شروع می كردی اما تكفیری ها به تو انگ بی دینی می زدند ، در مقر كفر نام امام زمان را فریاد زدی از ولایت و اما مت عدالت استكبار ستیزی می زدی  تكفیری ها و حلقه مصباحیون تو را ضد ولایت و انحرافی خطاب می كنند ،تو را سحر شده و اطرافیانت را ساحر می خوانند اونم چه كسانی كسانی كه دم پیامبر خدا می زنند و لباس پیامبری بر دوش خود می اندازند جای بسی تامل دارد این حلقه مصباهیون دم از پیامبری میزنند كه در اوایل اسلام هر كسی پیش پیامبر می رفت ابوسفیان می گفت نروید كه پیامبر سحر می كند حالا خدمتگذار ترین فرد جامعه را سحر شده و ساحر می نامند بگذار هر چه می خواند بگویند تو بگو الهم اعجل لولیك الفرج

قربان مظلومیت بروم كه با انكه این قدر نیزه و زخم زبان بر تو می زنند تو دست از خدمت كار و تلاش بر نمی داری كه مبادا شعار اقایمان خامنه ای روی زمین بماند (سال جهاد اقتصادی ).

 



دردو دلی با ایوب زمان دكتر محمود احمدی نژاد

نوشته شده توسط :حسین فرخنده
پنجشنبه 11 اسفند 1390-11:10 ق.ظ

 اقای دكتر احمدی نژاد  ریس جمهور مظلوم ، مظلوم ترین خدمتگزار این روزها اگر بخواهم برای خودم تصویری از شجاعت ایثار گذشته صبر تلاش و.. را در جایی پیدا كنم به صورت ماه تو می اندیشم كه در ان صبوریت شجاعتت تلاشت از فرسنگها دور تر  نمایان است . این روزها همه به فكر جمع اوری غنایم هستند كه همانا ثروت اندوزی قدرت طلبی است ولی تو خیلی بی سرو صدا در حال تلاش و كار هستی كه مبادا در این اخرین روزهای سال شعار جهاد اقتصادی كه اماممان فرمودند روی زمین بماند. اری این روزها قدرت طلبان چنان بر علیه گفتمانی كه چند سالی است شروعی كردی می تازند و تبلیغ می كنند كه یاد ان می افتم كه اموویان با  خانواده مولایت امام حسین (ع) كردند وقتی كه كاروان اسرا به دروازه شام رسیدند امام سجاد (ع) دستور دادند كه پیاده شوید تا نماز برپا كنیم و مردم بی دین و بی بصیرت شام هاج و واج مانده بودند كه مگر اینها نماز هم می خوانند !

 

اری خادم ملت این روزها نگاهت و چشمانت گویای همه چیز است چشمانت فریاد صبوری می زند كه صبور باشید این روزها چهره ات  ان چنان نشان می دهد كه می توان شما را ایوب زمان نامید از بس صبور و مهربان تر شده ای .بگذار این تكفیری ها هر چه می خواهند بگویند تمام تیرهای غلاف كرده خود را رها كنند تا فردا روزی چیزی دیگر نتوانند گویند بگذار هر كاری كه می توانند انجام دهند و تو هم  مثل همان دعای قشنگ و ارمانی اسمانیت بگو الهم اعجل لولیك الفرج كه تها چیزی كه این روزها دوای است بر این زخم زبانها همین دعا است امیدوارم كه مولایت صاحب الزمان كه نام او را در جهان فریاد می زنی یاریت باشد . این روزها تنها چیزی كه به ما تسكین می دهد همین دعای فرج است ای خادم ملت ای مرد اسمانی تو كسی هستی كه اگر چشم بصیرت بین داشته باشیم می توانیم در نگاهت در چهره ات صبوری گذشت و تلاش را ببینیم و در پایان  به عنوان شاید بتوانم بگویم مسلمان و با عرض معذرت از ساحت مقدس امام زمان (عج)شاید یك بچه شیعه جان ناقابلم را در راه گفتمانت كه همانا راه انقلاب و رهبری است فدا كنم .

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



رای ما جبهه توحید و عدالت

نوشته شده توسط :حسین فرخنده
چهارشنبه 10 اسفند 1390-10:41 ق.ظ

 

 

 

 

 

 

 



اسامی حامیان دولت در انتخابات مجلس نهم جبهه توحید و عدالت

نوشته شده توسط :حسین فرخنده
چهارشنبه 10 اسفند 1390-10:07 ق.ظ

دوستان عزیز در این دو روز اینده بیائید به حامیان دولت مظلوم و خدمتگذار بپیوندیم كه این روزها جریانهای تكفیری كه فقط دنبال قدرت و ثروت هستند بد جوری خدمتگذاران مملكت اسلامی را بدون دلیل و مدرك میكوبند تا انجا این تكفیری ها پیش می روند كه اگر این گفتمان شكست بخورد دیگر كسی جرات خدمت رسانی شبانه روزی ندارد و این همان چیزی است كه این تكفیری ها می خواهند بیاید مثل ریاست جمهوری نهم - مجلس نهم هم بپا كنیم و و یك بار دیگر در عمل به شعارها ی انقلابی امام و رهبری لبیك گوییم .

 

 

 

 

 

مظلومیت این دولت تا انجا پیش می رود كه تعدادی از دانشجویان عدالت خواه و استكبار ستیز حامیان دولت به ریس جمهور محبوبمان نامه ای نوشتند به این شرح :

جناب آقای دکتر احمدی نژاد

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران؛

سلامی به صلابت سخنان آتشینت که شعله هایش، منفعت طلبان را سوزاند و دودش در چشم حامیان شماست!

سلام و می دانیم که می دانید جسارت، اقتضای دوران جوانیست و این جوان اگر ذره ای تب مکتبی از نوع عاشورایی داشته و احیاناً احمدی نژادی هم باشد، می شود بت شکن و تابو برانداز و ضد محافظه کاری و همان که حافظ می گفت: «رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار؟!»

راستی پس از سلام و پیش از هر علیکی، رئیس جمهورا، ای کاش گام به وادی ریاست جمهوری نمی گذاشتید در این روزگار غربت ولایت و حاکمیت باندها و تقسیم غنائم و رانت ها! و مگر نه اینکه قبل از شما، مملکت گل و بلبل بود و شمع و گل و پروانه، جمعشان جمع و در کوچه و خیابانهای شهرها و به خصوص روستاها (با لهجه و بی لهجه)می خواندند: «همه چی آرومه ! همگی خوشبختیم !!!»

بگذار تا برای یک بار هم که شده نگذریم ... ، دوران سکوت بود و سازندگی سدهایی که انگشت صدها پطروس هم نتوانست سوراخشان را بند بیاورد! کرباسچی ها بزرگراه غرب را توسعه دادند! فائزه ها، زنان را بر زین دوچرخه ها به هواخوری می فرستادند؛ رفیق دوست ها، بنیان اختلاس های میلیاردی را می گذاشتند! کارگزاران عزیز از کیش تا آنتالیا و جزایر قناری روی بیت المال عرق می ریختند به شدت! و چه باک اگر مستضعفان روز به روز ضعیف تر شوند و صدای استخوان کارگران و کارمندان قراردادی و روز مزد همزمان با برافراشته شدن کاخ ها سر بر آسمان برآورد! و فریاد هل من ینصرنی رهبری در گوش آسمان طنین انداز شود در مبارزه بی امان با فقر و فساد و تبعیض.

حیاط خلوت دولت عشرتکده ای بود که شهریه پارو می کردند و مدیر و وکیل الرعایا می ساختند با مدرک آزاد! و امان از آزادی! که این نعمت الهی و دستاورد انقلاب نیز به دست نااهلان افتاد و تسامح و تساهل فرهنگی شد شعار نامحرمان که ثار ا.. را قربانی خشونت علی (ع) فرض کردند و وحی را ثمره تجربه شخصی پیامبر اکرم (ص)! به سادگی آب خوردن، زیراب همه چیز را می زدند و به اسم خصوصی سازی همه چیز ، اختصاصی می شد!!!

کوران شعر بود و شعار! گفتمان و گفتگوی تمدنها به نافمان می بستند که سوت و کف بزنیم تا کف بالا بیاوریم و نپرسید کسی که نان و عشق و گل چرا به دیگران نمی رسد؟! دست های عاشقانه تا دهان نمی رسد؟! و باز، بازی همان بود که بود؛ کارگزاران و مجاهدین ، مشارکت داشتند و پتروپارس و المکاسب هردو به طرفه العینی، محکم محاکمه و محکوم شدند؛ شدند؟!

شهرام جزایری ها مشاوره اقتصادی می دادند و زنجیره نشریات بر کیسه سپرده حج و زیارت مردم، بسته شده بود و می بستند دهان مخالفان را برغم شعار فریبنده «زنده باد مخالف من» و همان روزها که حضرت آیت الله مصباح یزدی را به جفا تئوریسین خشونت می نامیدند خبری از پایدارای و لیست های حامیان ایشان نبود؟! بود؟!

تعلیق را هم می پذیرفتیم و از تاول تنش زدایی مفرط، آویزان اشارات بوش پسر شدیم!!! و چه بد دست به سر شدیم و خاک بر سر که خون به جگر زعیم زمان شد در حادثه کوی دانشگاه! آری، رئیس جمهورا، کاش رئیس جمهور نمی شدید در این کوران و بحران و وانفسای آخرالزمان!؟

زمانی که رسم است رأی ها را با گل یاس و لباس خلبانی و لیست حزبی و زیبایی پوستر و بزرگی بیلبورد و نان و نام و رنگین نامه های تبلیغاتی و روزی نامه ها جابجا کنند، شما را چه می شود که از عدالت دم می زنید؟! و حیا نمیکنید از احیای گفتمان انقلاب اسلامی آن هم از نوع اسلام انقلابی و ناب محمّدی (ص) !؟ و مگر نه اینکه گفتمان امام (ره) را میوه ممنوعه انقلاب و تاریخ مصرف گذشته و ارتجاعی معرفی می کردند ... آخر، رو کردن دست های آلوده را باید شعار داد برای روکم کنی! نه اینکه واقعاً رو کرد!؟

ایمان قلبی و اقرار به «آمنو» چه اشکالی داشت که عمل صالح را هم ضمیمه دانستید؟ مگر آقازاده ها چه هیزم تری به شخص شما فروخته بودند که به خاطر مردم،آقایانشان را برآشفته کردید!؟ و تصویر همسرانشان را در رسانه ملّی رسوا می کنی نه شطرنجی!؟ و دم از بیرون کشیدن بیت المال از کابین زنانشان می زنی!؟ و خیال تخریب کاخ سبز حضرات را داری!؟

 کاش می شد و می توانستی و می توانستیم بگذاریم همچنان قرآنها بر سر زبانها بمانند و بگذریم از اینکه نهج البلاغه ها، دکور کتابخانه های چوب گردویی باشند!؟ و بیت المال، مال البیت شود!؟ و یارانه ها همچنان به جیب زیاده خواهان و شادخواران،سرازیر گردد؛ تو را چه به خاموشی شمع بیت المال!؟ تورا چه به مالک اشتر و مقداد و عمّار بودن!؟

مگر طلحه الخیر و زبیر سیف الاسلام و ابوموسی اشعری و خواجه ربیع الگوهای ظاهر الصلاحی نبودند!؟ و چه بسا رجال و صاحب منصبانی که پیمان خدا از علما مبنی بر برنتابیدن پرخوری شکم بارگان و گرسنگی مظلومان را از قول مولی علی(ع) نشنیده اند!؟ و از کلام امیرالمؤمنین (ع) روزه سکوت گرفتن و شتر بی شیر و بی سواری شدن در روزگار فتنه را فقط فهمیده اند و چه سخت است ابوذر ماندن در این زمانه! وقتی بازار رابطه بازی و گفتگو با آمریکا (مستقیم و غیرمستقیم) در شعر و شعارها داغ است استکبارستیزی و استقلال هم شد شعار که «می شود» و «می توانیم»؟!

یاد کردن از آن یار غایب از نظر و ذکر ولایت گفتن در مرکز غربت انسانیت و مرداب قدرت کفر، چه معنایی دارد!؟ آوای توحیدی و پافشاری بر عدالت و مهرورزی و نشان دادن حیات طیبه و انسان کامل به عنوان اسوه جهانیان و حکومت مهدوی برای جهانی شدن در سازمان ملل، هزینه دارد!؟ مگر آنها که خودشان را مجسمه دین معرفی می کردند و به نام اسلام، شاخص های خودشان را به مردم نشان می دادند و دکان دین مداری باز کرده بودند چه شدند !؟

همین کارها را کردی که ولایت پذیریت با ذوب در ولایت دکانداران متفاوت شد و شدی مغضوب و منحرف!؟ اگر می خواهی هوگوچاوز را مسلمان کنی از همان افق برج میلاد، زیبایی های اسلام را برایش توصیف کن دیگر چرا به آستان امام رضا (ع) می آوریش که هزاران تهمت و برچسب نثارت کنند!؟ که حرامی به حرم آمد و همه جا نجس شد و وااسلاما و وااماما !!!

راستش را بخواهید دکتر، خوب که بخاطر می آوریم خاطرات این چندساله را که به شرایط بدر و خیبر رسیدیم می بینیم اساس کاندیدا شدنتان از ابتدا اشکال داشت و می دانیم که می دانید باور نمی کردند که بیایید! و چون آمدید نروید! و چون منصرف نشدید بمانید! و چون ماندید رأی بیاورید !؟

 باور کنید باور نداشتند بارور شدن اندیشه های انقلابی مردم و بلوغ سیاسی آنان را که علیرغم عکس ها و موج تبلیغات احزاب و هجمه تخریبی رسانه های موجود آن زمان، مردمی از جنس خودشان را برگزینند!؟ و البته به لطف حضرت حق شد و قدرت توده ها به کرسی نشست؛ پس چه توهین ها که نکردند!؟ و جالب اینکه حتی پس از جلب آرای قاطع مردمی و تنفیذ هم گمان نداشتند به توفیق و دوام دولت محمود، آن هم با کابینه ای غیر حزبی و بلکه 70 میلیونی و مردمی!؟

باور کنید باور نمی کردند که هستید بر آن عهد که بستید با مردم و می مانند مردم با شما که سالها فاصله از پابرهنه ها و آحاد مردم خوی شان را عوض کرده بود و بیخود نبود نمی شنیدند یا نمی خواستند بشنوند فریادهای مکرر ولی امر مسلمین جهان را مبنی بر ضرورت ساده زیستی و پرهیز از اشرافیگری و ذی طلبگی و مبارزه بی امان با فقر و فساد و تبعیض و ... که متاسفانه، برخی عوضی شده بودند. و البته ساده نبود ... برگرداندن قطار انقلاب خمینی بت شکن (ره) به ریل حقیقت و عدالت که همان خط ولایت بود و این امر خطیر، خطرپذیری بالا میطلبید و عزمی راسخ و مستلزم صبر و استقامت و تحمل مصائب بسیار بود و پذیرش طعن ها و تنه ها و طعنه های گزاف و اگر نبود تأییدات حضرت دوست و دفاع جانانه امام امّت، خامنه ای نستوه؛ چه ها که نمی کردند!؟ و عجبا که مگر نمی کنند!؟

آری، جناب احمدی نژاد، مگر چشم های پف کرده و خواب آلود قبلی ها را چه می شد که اینهمه بی خوابی و مجاهدت را به جان خریدی و حامیانت را خار چشم خوش نشینان و شادکامان! آخر عنوان «کار» هم شد پسوندکه برای دولتت برگزیدی که مقدمه نیل به دولت اسلامی و کریمه امام عصر (عج)باشد؛ آیا عناوینی مانند سازندگی و اصلاحات برازنده تر و خوش آهنگ تر نبود!؟ آهنگ رشد چشم انداز 20 ساله را مگر بیکاری که شش ساله بپیمایی!؟

بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی و سلولهای بنیادی و رشد علمی و انواع اختراعات را چه حاصل!؟

زمانیکه همه اینها ارزش یک 90 ساختن و لااقل 90 دقیقه نشان دادن و تحلیل و بررسی کارشناسانه یک مسابقه فوتبال دربی (یا شهرآورد) را برای رسانه ملی ندارد!؟ و چه باک ، که به فضل خدا، مصرف سوخت کنترل شد و ایران اسلامی هسته ای! و دولت، کوچک و کوچکتر ؛ هر چند که کوچک شمردند اینهمه خدمات را و کور بود دیدگان رسانه هایی که شبنم شوق چشمان توده های محروم را در سفرهای استانی به اشک و آه تفسیر کردند!؟ و کوه همت دولت را کاه و کاه مسائل و تنگناها را کوه بحران نمایاندند!؟

فضایی شدیم ندیدند، صادرات و وارداتمان به مرز برابری رسید انکار کردند و گام های بلند پیشرفت در مسیر رشد اقتصادی و مردمی شدن اقتصاد را وارونه جلوه دادند!؟ جالب آنکه در این اثنا، آمارها را هم غیرمستند و ساختگی می خوانند، که چرا با اغراض آنها نمی خواند!؟ و باور ندارند که با وجود تورم های تحمیلی متغیر، فاصله طبقاتی و ضریب جینی کم شد، حقوق کارمندان پلکانی بالا رفت! بازنشستگان جان گرفتند! در تولید سیمان و فولاد و خودرو و آلومنیوم، زبانزد خاص و عام شدیم؛ بومی و متکی بر دستاوردهای داخلی گردیدیم و باز هم خفاش گونه به تیرگی تعبیر کردند ... سرمایه گزاری در صنعت نفت و طرح مسکن مهر به ثمر نشست ... و در ماجرای کنترل بازار سکه و ارز و بحران قیمت خانه و تحریم ها، منزوی نشدیم و منفعل هم، هم.

 و البته اصلا جز این انتظار نمی رفت که دولتی که یارانه هدفمند می کند هدف تیر بلا نباشد، که چرا طوفان به دل رانتخواران کرده! چه مظلومی احمدی نژاد؛ و امروز شاید مظلوم تر از همیشه که برخی به ظاهر یاورانت هم همراهت نیستند که نمی توانند باشند و بلکه تاب نمی آورند و مگر نه اینکه دشمنان ولایت هم با عدالت او درافتاده و می ستیزند!

آری ریاست جمهور عزیز، ایکاش نمی آمدی و نمی شد و نمی توانستیم! تا که امروز چشممان به جمال وعده همه ی ما  ملت انقلابی جمعه 12 اسفند ماه تا یك بار دیگر تكفیری های قدرت طلب را زمین گیر كنیم .

 

 

 

انشالله



ما هواداران دولت به چه كسانی رای نمی دهیم

نوشته شده توسط :حسین فرخنده
یکشنبه 7 اسفند 1390-02:18 ب.ظ

ما هواداران دولت خدمتگذار به چه كسانی رای نمی دهیم :

 ما هواداران دولت خدمتگذار با وجود انكه شورای محترم نگهبان تمامی دوستداران دولت را رد صلاحیت كرده اند و بنا به توصیه های مكرر ولایت مطلقه فقیه امام خامنه ای در انتخابات شركت می كنیم و با رای خود تو دهنی محكمی اولا به استكبار جهانی می زنیم و ثانیا كسانی كه در خود كشور همه چیزشان را فدای ثروت و قدرت می كنند تو دهن انها هم خواهیم زد و انشالله در انتخابات پیش رو با ارای خود كاری می كنیم كارستان .

ولی متاسفانه این روزها تعدادی می گویند كه حالا كه همه رد صلاحیت شده اند نباید رای داد ولی من میگویم همانطور كه خدمتگزار ترین ریس جمهور مملكتمان با وجود انكه شبانه روز كار تلاش می كند و مورد هجوم بی رحمانه ترین الفاظ زشت و ... قرار میگیرد و سكوت پیشه می كند فقط به خاطر خون شهدا و... چرا نباید شركت كرد.  

اما ما می توانیم در این اتخابات با دست در دست هم نهادن چنان درسی به علی مطهری و احمد توكلی و نادران و زاكانی – باهنر – فدایی  و لاریجانی و...  دهیم كه یا وارد مجلس نشوند و یا كسانی مثل لاریجانی در قم رای اولی نباشد كه این خود بزرگترین پیروزی است و شاید سیلی محكمی باشد كه تا سالیان سال در ذهن این یاوه گویان باقی بماند  اگر این كار را انجام دهیم دو كار را انجام داده ایم هم به امام خامنه ای و نظام  انقلاب مان لبیك گفته ایم هم درس درستی به این تكفیری ها كه در طول این چهار سال غیر از كینه ورزی و سنگ اندازی در حق دولت كار دیگری نكردند .  تا جایی كه می توانستند این تكفیری ها با راه كار های خود در پیشرفت مملكتمان شركت می كردند .

 

 





درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox